راه حل های موثر هوش تجاری برای دنیای تجاری امروز

مدیران و مجریان برای مدیریت هر چه بهتر کسب و کار به راه حل های هوش تجاری نیازمندند. سازمانهایی که در پیاده سازی راه حل ها شکست خورد اند، از دستیابی یه مزایای رقابتی بازمانده اند. برای دستیابی به موفقیت در محیط تجاری امروز سازمان ها باید :

آمادگی خود را برای رویارویی با چالش هایی که از حقایق کسب و کار ایجاد میشوند ارزیابی کنند.

برای فعالیت های هوش تجاری راه حل های مناسب ایجاد کند.

بهترین تجربیات را بررسی نماید و هزینه های پنهان را تخمین بزند.

موضوعات کلیدی تحلیلی در این بخش عبارتند از:

-        چگونه یک سازمان میتواند سود سرمایه گذاری هوش تجاری را بیشینه کند؟

-        سازمان ها به کدام فعالیت های هوش تجاری نیاز دارند؟ و کدامها را مورد استفاده قرار میدهند؟

-        بعضی از هزینه های پنهان مرتبط با ایجاد هوش تجاری کدام اند ؟

 

۳.۱. دستیابی به بهترین بازگشت از سرمایه گذاری هوش تجاری

۳.۱.۱. اهمیت وجود فریمورک هوش تجاری

موضوع کلیدی: سازمان چگونه میتواند سرمایه گذاری هوش تجاری را بیشینه کند؟

راهنمای تاکتیکی: موفقیت اجرای هوش تجاری و ارزش دریافتی بستگی به همسویی موثر و یکپارچگی موثر دارد.

بسیاری از سازمان هاهوش تجاری و انبارداده ها را به عنوان تجربیات تکنیکی برای سازمان های اطلاعاتی خود میدانند. این دیدگاه منتج به پیاده سازی فاقد ارزش های مهم کسب و کار میگردد و سازمان های اطلاعاتی را برای واکنش پیوسته و دائمی در برابر تغییرات مورد نیاز کسب و کار مجبور میکنند.

در یک پیوستار، سازمان هایی که به هوش تجاری نگرش استراتژیک دارند، و از آن به عنوان یک تسهیلگر برای تغییرات مورد نیاز کسب و کار استفاده میکنند و آن را برای تحقق اهداف کلیدی کسب و کار بنا میکنند، به بهره سودهای بالایی که از نگاه وسیع تر به کسب و کار بدست می آوردند دست خواهند یافت.

دستیابی به نقطه‌ای که هوش تجاری در جایگاه اجرایی و مشخص و استراتژیک قرار داشته باشد نیاز به درک نیازمندی های کسب و کار، برنامه ریزی دقیق و همسویی مشخص سازمانی دارد. فریمورک هوش تجاری گارتنر مدلی را برای همسویی و یکپارچگی هوش تجاری و دستیابی به نتایج بهینه مهیا میکند.(شکل ۳-۲)

جاییکه شکست یا موفقیت هوش تجاری نهایتا اندازه گیری میشود،اهداف استراتژیک و عملیاتی کسب و کار، درسطح کسب و کار نعریف شده اند. در سطح سازمانی سازمان نیاز به تعریف موارد زیر دارد :

1.   مهارت های در دسترس

2.   نیازهای کسب و کار

3.   “فعالان هوش تجاری”  - که سطح کاربران کسب و کار از نظر درک مفاهیم هوش تجاری

4.   فرهنگ سازمانی

5.   اشتراک گذاری و استفاده مجدد از روش ها، مفاهیم و داده ها

 

درباره BI مقالات BI, پایان نامه BI

 

سطح فعالیتی جاییست که سازمان هاتکنولوژی ها، پلت فرم ها، ابزارها، و نرم افزارهای کابردی مشخص هوش تجاری برای رفع نیازهای کسب و کار و سازمان را انتخاب میکنند.

سطح فعالیتی روی زیرساخت ها بنا میشود،که تشکیل شده انتخاب هایی برای :

1.   انبارداده ها

2.   ذخیره سازی داده های عملیاتی

3.    ای تی ال

4.   تکنولوژی ها و ابزارهای یکپارچه سازی داده ها

آیتم عمملیاتی : فریمورک هوش تجاری را برای همسویی اجرای هوش تجاری و اهداف کسب و کار استفاده کنید و انتخاب های استراتژیک انجام دهید.

۳.۱.۲.  هوش تجاری نیازمند اهداف استراتژیک است

راهنمای تاکتیکی: اهداف کسب و کار باید خلاقیت و سرمایه گذاری هوش تجاری را راهبری کند.

موفقیت اجرا و خلاقیت هوش تجاری باید بوسیله چگونگی اثر گذاری آن بر اهداف کسب و کار در سطوح عملیاتی و استراتژیک اندازه گیری شود نه با این معیار که چه میزان از رکوردهای اطلاعاتی میتوانند بوسیله آن در انبارداده ظرف ۶ ساعت بارگذاری شوند! یا درجه ترکیب یک مدل داده توسعه داده شده. بنابراین، فقدان وجود تعریف اهداف کسب و کار ارزیابی موفقیت یا تاثیر  هوش تجاری را مشکل میکند.

انجام ارزیابی کسب و کار پیش از سرمایه گذاری در زمینه هوش تجاری، زمینه ایجاد یک اعتبارسنجی کم هزینه و سریع برای یک پروژه با مدیریت هدفمند و دست یافتنی را محیا میکند.همچنین این ارزیابی یک تمرکز و توجه خاصی را بین سازمان اطلاعاتی و کابران کسب و کار ایجاد میکند.

این ارزیابی یک گفتگو بین گروه های مجزا(سازمان اطلاعاتی و ) که باید :

1.   اهداف کسب و کار را شناسایی کنند

2.   چگونگی توانایی هوش تجاری برای موفقیت این اهداف را نشان دهند.

3.   تنظیم و تعیین محدوده و اندازه پروژه

4.   پیش بینی و تعیین میزان سرمایه گذاری مورد نیازس

حتی اگر ابتکارات هوش تجاری در حال حاضر در دست انجام است، این کار ممکن است باعث یک گام به عقب شود، ارزیابی زیربناها و کشف زمینه های دارای پتانسیل برای نفوذ پذیری بالاتر شود. پرسشنامه ها برای پرسش در این زمان میتواند شامل موارد زیر باشد:

1.   آیا سایر اهداف تجاری و فرصت های کسب و کار بطور نمایی توسط ایتکارات هوش تجاری نشان داده شده و وجوه آنها پوشش داده شده است ؟

2.   آیا اهداف کسب و کار بخوبی کورد بررسی قرار گرفته اند؟

3.   آیا شاخص های ارزیابی عملکرد تعریف شده اند ؟

4.   چند وقت به چند وقت و با چه دقتی باید شاخص های ارزیابی عملکرد سنجیده و مورد تحلیل قرار بگیرد؟

5.   آیا کاربران مناسب و شایسته به اطلاعات و تحلیل های میانجی دسترسی دارند؟

6.   تاثیر افزایش یا بهبود داده ها، دسترسی ها یا تحلیل ها چگونه خواهد بود؟

7.   تاثیر بلادرنگ بودن بیشتر داده ها و تحلیل ها چگونه خواهد بود؟

8.   آیا ضامن و حامی در دسترس وجود دارد؟

آیتم عملیاتی‌:

اهداف استراتژیک و تاکتیکی کسب و کار که پیش برنده ابتکارات هوش تجاری و حامی آن هستند را تحلیل کنید. این اهداف در نهایت موفقیش را تعریف میکنند.

۳.۱.۲.۱. مطالعه موردی: اهداف روشن، باعث تحقق موفقیت ابتکارات هوش تجاری میشوند.

۳.۱.۳. ابتکارات هوش تجاری ابتدا نیازمند سنجش آمادگی هستند.

راهنمای تاکتیکی: سنجش و ارزیابی سازمان اطلاعاتی و کاربران کسب و کار، سطح فعالان هوش تجاری و فرهنگ سازمانی احتمال موفقیت سازمان در استقرار ابتکارات هوش تجاری را افزایش میدهد.

قبل از اینکه سازمان ایجاد انبار داده و ابتکارات هوش تجاری را به عنوام مبدا حرکت قرار دهد میبایست خود ارزیابی را برای سنجش میزان آمادگی اش کامل نماید.آنها باید بطور صادقانه مهارت های موجود، سطوح فعالان هوش تجاری و فرهنگ سازمانی را محاسبه کنند، قبل از هزینه و تعیین مجموع پول و بودجه مورد نیاز متوجه چالش های پیش رو خواهند شد و میتوانند میزان موفقیت را تشخیص بدهند.

برای ارزیابی پتانسیل سازمانها برای موفقیت در هوش تجاری، سازمان ها باید  به سطح فعالان هوش تجاری جمع شده توسط کاربران هر دو گروه سازمان اطلاعاتی و کمیته کسب و کار نمره ای نسبت بدهند.

ابتدا،  باید نمره ای برای اینکه کدامیک از جملات زیر برای سازمان اطلاعاتی کاربردی ترند بدهند :

1.   سرویس اطلاعاتی نیاز به هوش تجاری و پتانسیل هپش تجاری را درک میکند.

2.    مهارت های مورد نیاز و منابع مورد نیاز را در اختیار دارد.

3.   مسئولیت لازم برای برپایی زیرساخت های انبارداده را پذیرفته است.

4.   به عنوان یک تسهیلگر برای بهبود فرآیند ها در سازمان عمل میکند.

5.   در سازمان از جایگاه بلند برخورداست و پیشینه موفقیت دارد.

سپس باید به موارد زیر در خصوص جامعه کاربران کسب و کار نمره ای اختصاص دهند:

1.   کاربران کسب و کار نیاز هوش تجاری و پتانسیل هوش تجاری را درک کرده اند.

2.   آنها پیشینه و سابقه هزینه و حمایت و قهرمانی در ابتکارات فناوری اطلاعات را دارند.

3.   آنها سرویس اطلاعاتی را برای انتشار و توزیع تکنولوژی های جدید راهبری  و حمایت میکنند.

4.   آنها به دنبال یک مشارکت فعال با سرویس اطلاعاتی هستند.

5.   جامعه کاربران کسب و کار مایل به مشارکت در انتخاب تکنولوژی و فرآیند توسعه آن هستند.

هر جمله باید نمره ای بصورت ۰ ( هرگز صدق نمیکند) ، ۱ (برخی اوقات صدق میکند) و ۲ (بسیار زیاد صدق میکند) داده شود و  نمرات هر گروه باید جمع زده شود. بر پایه ی این حاصلجمع ها، سازمان در یکی از ۴ ناحیه مشخص شده است

 

دسته A : - هوش تجاری چیست؟

سازمان و کاربران نهایی سطح فعالیت بسیار کمی دارند و هوش تجاری نمیتواند موفق باشد.این وضعیت از ابتکارات جدید مهم جلوگیری میکند زیرا کاربران علاقه ای به هوش تجاری ندارند و کسب و کار بدون بهره از دیدگاه کامل در حال اجراست. اگر ابزار هوش تجاری در جایی موجود باشد، احتمالا از کم قیمت ترین ابزارهای موجوپ در بازار است. فعالیت هایی که باید انجام شوند شامل موارد زیر است :

1.   سرمایه گذاری مهمی در زمینه هوش تجاری استراتژیک انجام نشود.

2.   سازمان اطلاعاتی و کسب و کار، روی مزایای پنهان و پتانسیل نهفته و ارزش های هوش تجاری آموزش داده شوند.

3.   اگر از وضعیت راضی هستید، روی دستیابی گزارشات مدیریتی ساده و موثر بصورت مورد به مورد متمرکز شوید.

دسته B – کاربران را بیدار کنید

سازمان اطلاعاتی در تلاش برای ارتقای هوش تجاری برای کاربران نهایی بی علاقه تنها هستند. هوش تجاری شکست خواهد خورد زیرا راه حل های شامل فناوری اطلاعات ممکن است نتوانند نیازهای کاربران را برآورده کنند. کاربران در استفاده از راه حل هایی که فناوری اطلاعات فراهم میکند شکست خواهند خورد و مزایای کسب و کار محدود شده یا درک نشده اند. اقداماتی که باید انجام شوند عبارتند از:

1.   ارزیابی شود که چرا این وضعیت وجود دارد و چرا سازمان اطلاعاتی “هر جایی که کاربران از راه منحرف میشوند آنها را گم میکنند”.

2.   تلاش برای ایجاد ارتباط بین هوش تجاری و اهداف استراتژیک کسب و کار.

3.   اجرا کردن پروژههای کوچک بصورت پایلوت برای بالا بردن آگاهی مدیران ارشد.

4.   پیدا کردن حامیان سطح بالا ای که ارزش های هوش تجاری را درک میکنند.

دسته C – سازمان اطلاعاتی کجاست؟

انگیزه در کاربران وجود دارد، ولی همکاری لازم از سوی سازمان اطلاعاتی وجود ندراد.کاربران نرم افزارهای کاربردیشان را خودشان خریداری مینمایند که در آینده مشکلات بسیاری را برای توسعه پذیری و رشد کسب و کار بوجود خواهد آورد. مسائل مربوط به هماهنگی، هزینه و استفاده مجدد به سبب تلاش سازمان برای حمایت متعدد و  توقف راه حل های مستقر شده توسط این کاربران رشد خواهد کرد. اقداماتی که باید انجام شود شامل :

1.   تمرکز بر زیرساخت هوش تجاری، نه فقط نرم افزارهای کاربردی، و کنترل شدید بر انتخاب ابزارها برای کمینه کردن سربارها.

2.   استفاده از نفوذ مدیران ارشد برای گنجاندن برنامه هوش تجاری در دستور کار CIO سازمان.

3.   اگر سازمان اطلاعات همچنان همکاری لازم را ندارد، برنامه برونسپاری هوش تجاری در دستور کار قرار گیرد.

 

بخش D -  بهشت هوش تجاری

سازمان شما بهترین تعادل برای استقرار هوش تجاری دارد. سازمان اطلاعاتی و کاربران کسب و کار به اندازه مساوی انگیزه و فعالیت دارند و با یکدیگر برای دستیابی به یک راه حل هوش تجاری ارزش آفرین و مناسب برای سازمان تلاش میکنند. اقدامات لازم عبارتند از:

1.   گسترش اخبار موفقیت ها و اشتراک اعتبار بین کسب و کار و سازمان اطلاعاتی

2.   راه اندازی یک مرکز مهارت هوش تجاری که فناوری اطلاعات و مهارت های کسب و کار را با هم می آمیزد.

3.   پیدا کردن راه حلی برای اتصال هوش تجاری به یک جریان سودآور – به عنوان مثال با اشتراک گذاری اطلاعات بین مشتریان و تامین کنندگان.

4.   قربانی موفقیت خود نشوید- به یک مجموعه کوچک از ابزارها تکیه کنید و پیاده سازی هوش تجاری را تحت کنترل خود درآورید تا همواره از ثبات و نفوذ هوش تجاری اطمینان داشته باشید.

۳.۱.۴. نقش مرکز مهارت هوش تجاری:

هنگامی که سازمان نشان دهنده ترکیبی مناسب از مهارت ها، سطح فعالیت هوش و فرهنگ است، باید مرکز مهارت های هوش تجاری را تعریف و  مورد حمایت مالی و سرمایه گذاری قرار داد.کارکنان مرکز صلاحیت هوش از واحد فناوری اطلاعات و واحد های کسب و کار  تشکیل میشوند که بصورت  تمام وقت یا پاره وقت مشغولند. هوش را درک کرده و به طور فعال کار می کند تا اطمینان از مزایای مستمر از ابتکارات هوش تجاری حاصل شود. توسط اقداماتی نظیر:

1.   نمایش چگونگی تاثیر هوش تجاری بر بهبود تصمیم گیری در کسب و کار به مدیران.

2.   برقراری ارتباط با سازمان اطلاعاتی، اهمیت نقش نرم افزارهای کاربردی هوش تجاری به عنوان بخشی از استراتژی هوش تجاری.

3.   تشویق سازمان اطلاعاتی برای همکاری نزدیک تر با کاربران کسب و کار.

4.   ساخت ارتباطات در سراسر خطوط کسب و کار برای اطمینان از تطابق برنامه های کاربردی جدید با معماری هوش تجاری به لحاظ یکپارچگی و تکامل.

5.   کمک به کاربران برای درک این مساله که استقرار موفق هوش تجاری نیازمند معماری قوی هوش تجاری است.

6.   جلب توجه سازمان اطلاعاتی به این نکته که کاربران کسب و کار برای تحقق اهدافشان به فناوری های چندگانه نیاز دارند تا به نیازهای تحلیلی مختلفشان دست پیدا کنند.

7.   اطمینان از اینکه کاربران کسب و کار نیز حمایت متقابلی از سازمان اطلاعاتی برای تهیه پلت فرمی که بتواند پیش نیازهای تغییرات کسب و کار را حمایت کند دارند.

مرکز مهارت های هوش تجاری نقش مهمی در تشویق سازمان اطلاعاتی به استفاده از ابزارهای جدید فناوری در رفع نیاز های کسب و کار با توجه به تغییرات نیازهای آنان خواهد داشت. بعلاوه، میتواند به بدست آوردن تعهد مناسب درسطح اجرایی برای حل موضوعاتی که  اهداف سازمان های مختلف در یک راستا قرار ندارند.

 

 

مقاله ERP , مقاله BPM , مقاله  BI , کتاب ERP , کتاب BPM  کتاب BI , درباره BPM , درباره ERP ,  درباره BI , پایان نامه ERP , پایان نامه BPM , پایان نامه BI , مقاله SOA , کتاب SOA , درباره SOA , پایان نامه SOA ,

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

شما اینجا هستید:   معرفی BIمباحث مدیریتی و فرایندی BIراه حل های موثر هوش تجاری برای دنیای تجاری امروز